نویسندگان:
زهرا علیی1 ، زهراسادات غیبی2 .1دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه پیام نور مرند
2دانشجوی دکترای زبان وادبیات فارسی دانشگاه تبریز، عضو هیات علمی دانشگاه پیام نور
چکیده فارسی: توضیح و درک معنای درست یک اصطلاح عرفانی، توجه به معانی ظاهری و باطنی آن است و اکثر واژه هایی که در ادبیات عرفانی ما مورداستفاده قرار میگیرند نیاز به تفسیر دارند در این خصوص امور مربوط به معشوق و توصیف اجزای ظاهری او ازجمله رخ، زلف، خال و خط، چشم، ابرو که متضمن معانی عرفانی است، بسامد فراوانی در ادبیات فارسی دارد که رهیافت بر این مفاهیم نیازمند فهم این واژگان است که به درک تعابیر عرفانی منجر میشود نگارنده در این مقاله به روش تحلیلی توصیفی به بررسی تعابیر عرفانی واژه های فوق در اشعار محمدحسین شهریار و سید عمادالدین نسیمی میپردازد؛ زیرا هردو شاعر بزرگ در سروده های عرفانی خویش از ترکیبات و واژه های رخ، زلف، خال، ابرو، چشم با معانی عرفانی بهره گرفتهاند؛ بنابراین ضرورت چنین تحقیقی در ادبیات عرفانی احساس میشود