چکیده: در مواجهه با چالش روزافزون انحرافات اجتماعي و تضعيف نهاد خانواده، امنيت اجتماعي به يكي از دغدغههاي اصلي جوامع تبديل شده است. پژوهش حاضر با هدف تبيين و تحليل الگوي تأثيرگذاري مسئوليتهاي «قواميت مرد» و «ولايت پدر» بر امنيت اجتماعي، از منظر متون اسلامي انجام پذيرفته است. اين تحقيق در صدد پاسخ به اين پرسش اصلي است كه اين دو مفهوم چگونه از طريق سازوكارهاي سهگانۀ پيشگيري، كنترل و جبران انحرافات، به تقويت امنيت اجتماعي منجر ميشوند. اين پژوهش با روش توصيفي-تحليلي و با رويكرد تحليل محتواي كيفي انجام شده است. دادههاي تحقيق از طريق مطالعه كتابخانهاي و با تمركز بر آيات قرآن كريم و روايات معصومين (ع) و با استناد به تفاسير و منابع معتبر فقهي و حديثي گردآوري و تحليل شدهاند. يافتهها نشان داد كه قواميت و ولايت، نه به معناي سلطه، بلكه به مثابه «مديريت مسئولانه» و «سرپرستي تربيتي» عمل ميكنند. اين دو مسئوليت، يك نظام دفاعي چندلايه را در برابر انحرافات فعال ميسازند: ۱) در لايه پيشگيري، با تأمين امنيت اقتصادي و رواني و الگوسازي اخلاقي، ريشههاي انحراف را ميخشكانند. ۲) در لايه كنترل، با مديريت بحرانهاي داخلي (مانند نشوز) و نظارت بر محيط فرزند، از گسترش ناهنجاري جلوگيري ميكنند. ۳) در لايه جبران، با ترميم خسارتهاي مادي و حيثيتي ناشي از انحراف، نظم اجتماعي را بازسازي مينمايند. اين تحقيق با پر كردن شكاف تحقيقاتي موجود، يك الگوي كاركردي ارائه ميدهد كه نشان ميدهد التزام صحيح به قواميت و ولايت، از طريق تقويت انسجام و كارآمدي خانواده، به طور مستقيم به كاهش انحرافات و در نتيجه، استقرار امنيت اجتماعي پايدار كمك ميكند. اين الگو راهكاري بنيادين و درونزا براي مواجهه با آسيبهاي اجتماعي معاصر ارائه ميدهد.